الملا فتح الله الكاشاني
327
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ها بر احضار و تمييز و اماتة و احياء و جمع و غير آندِيرٌ تواناست و در اخبار از ائمه هدى عليه السّلام آمده كه مراد به اين اصحاب مهدى عليه السّلاماند در آخر الزمان و از امام رضا منقول است كه و اللَّه لو قام قائمنا لجمع اللَّه اليه جميع شيعتنا من جميع البلدان يعنى به خدا سوگند كه وقتى كه قائم ما بامر دين قيام نمايد حق تعالى همهء شيعيان او را از جميع شهرها بنزديك وى جمع كند و چون حق تعالى على الاطلاق امر فرموده بتوجه به مسجد الحرام و آن محتمل تقييد و عدم آن بود از اين جهت بعد از اين مبين ساخت كه امر مذكور واجبست در هر مكان و بر هر حال و فرمود * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ) * و از هر مكانى و زمانى يعنى در هر شهرى كه بيرون آيى براى سفرى * ( فَوَلِّ وَجْهَكَ ) * پس بگردان روى خود را هنگام نماز * ( شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * به طرف مسجد الحرام * ( وَإِنَّه ) * و بدرستى كه اين امر * ( لَلْحَقُّ ) * هر آينه درست و راستست * ( مِنْ رَبِّكَ ) * از نزد پروردگار تو تاكيد امر بجمله اسميه است و ان و لام در جبر آن و وصف آن به حق به جهت رفع تو هم نسخ است يعنى اين امر ثابتست كه هرگز زايل نشود * ( وَمَا اللَّه بِغافِلٍ ) * و نيست خدا بى خبر * ( عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * از آنچه ميكنيد از توجه بكعبه و غير آن و همه را بر وفق آن جزا خواهد داد حق تعالى در اين آيه بيان فرمود كه حكم مسافر همان حكم حاضر است در وجوب توجه بكعبه در صلاة تا كسى توهم نكند كه حكم مسافر خلاف حكم حاضر است * ( وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ ) * و از هر موضعى كه بيرون آيى * ( فَوَلِّ وَجْهَكَ ) * پس متوجه ساز روى خود را در وقت صلاة * ( شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * در طرف مسجد الحرام * ( وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ ) * و هر جا كه باشيد امت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله * ( فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ ) * هر آينه بگردانيد رويهاى خود را يعنى همهء بدن خود را * ( شَطْرَه ) * در جانب مسجد در انوار گفته كه تكرير اين حكم به جهت تعدد علل آنست چه حق تعالى براى تحويل سه علت ذكر كرده يكى تعظيم رسول بابتغاى مرضات او دوم جرى عادة الهيه بر آنكه اهل هر ملتى و صاحب شريعتى را جهتى باشد كه استقبال به آن كنند و متميز به آن شوند از يكديگر سيم دفع حجج مخالفين بر طريقى كه بعد از اين تبيين نموده و مقارن ساخته بهر علتى معلول آن هم چنان كه مقارن ميگردانند مدلول را بهر يك از دلايل آن به جهت تقريب و تقرير و مع ذلك شان قبله عظيم و جليل است و نسخ در مظان فتنه و شبهه پس سزاوار آنست كه امر آن را مؤكد سازند و اعادهء ذكر آن